mowj.ir دموکراسیمانیست

دموکراسیمانیست

رامین خسروی

 

  این پست تقدیم میشود به مرحوم سروش محمدی که درسانحه ای جان خود رااز دست داد. و دوستان  شاعرم  در اقلید .

 

 

س

 

ک

 

و

 

ت

 

 

 

 

رگ گریه ها:

 

وقتی دکمه های پیرهنت و باز میکنی تا ضربان قلبت و همه ببینن...وقتی مشتات و باز میکنی تا همه کف دستت و بخونن... بایدم اینجور بشه .وقتی تلاش میکنی کارگاه و انجمن و فصلنامه راه بندازی تا استعداد کسی هدر نره بتونن همه خودشون نشون بدن بایدم اینجوری برخورد بشه .وقتی سر کار هستی و وقت و بی وقت جواب میدی مثل یه دوست برخورد میکنی ...حقته.مردم عاشق اینن کلاس بذاری براشون سیاست به خرج بدی /تلفناشون جواب ندی و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه تا  بهت بگن : استاد کی وقت دارید مزاحمتون بشم و ....رفیق که میشی چاقو برمیدارن قلبت و کف دستت وشکمت و بهروز وثوقی میکنن .مردونگی  بد دردیه اما توی ادبیات مثل یه مرد میمونم و کار خودم و میکنم .برای بالا رفتن کسی و پایین نمیکشم دیگه نمیذارم کسی هم سوارم بشه .کسی خواست همراه میشه با هم میریم ...ما زنده به آنیم که آرام نگیریم 

 

 

 

 

 

 

 

 

کولاژ در دست حافظ:

 

 

 

فصلنامه ی ادبی کولاژ{ شماره ی سوم } با تمام مشکلات و دغدغه ها برای کیفیت دادن به ادبیات در قالب شعر {انواع  قالبها}/داستان مینی مال/شعر فولکور / ترانه /مقاله های ادبی و سینمایی و...آماده ی دریافت آثار دوستان از سراسر کشور می باشد .فقط به نام ادبیات این کار انجام می شود دوستان می توانند آثار خود را به آدرس زیر ایمیل کنند یا روزهای 4 شنبه در انجمن کولاژ واقع در حافظیه بصورت  تایپ شده تحویل اینجانب بدهند:

 

 

koolazh@yahoo.com

 

 

                    ramin7186@yahoo.com

 

 

www.facebook.com/koolazh 

       

 

 

مهلت ارسال آثار تا31 شهریورماه 1391 می باشد .

 

 

دوستان برای اطلاعات بیشتر میتوانند با این شماره تماس بگیرند :

 

 

09381091320     رامین خسروی   

 

 

 

 

حافظ هم کولاژیست است:

 

 

 

انجمن شعر کولاژ چهارشنبه ی هر هفته از ساعت 5 تا 7 عصر در شیراز  / حافظیه / کتابخانه ی حافظیه  پذیرای دوستان شاعر و ادبیات می باشد که باعث افتخار کولاژ است که اساتید خوبی چون : شاپور جورکش  / کیوان نریمانی  / ایرج زبر دست / احمد اکبرپور و... و شاعران خوب استان فارس اینجا گرد هم می آیند.

 

 

 

 

 

 

 

کولاژ کولاژ است:

 

 

 

کارگاه شعر کولاژ دوشنبه ی هر هفته از ساعت 3 الی 7 برگزار می شود .افتخار کولاژ در پرورش شاعر است از زاویه ی شعر نه پرورش منتقد ادبی .کولاژ به قالب معتقد نیست به شاعرانگی معتقد است .دوستان تازه کار می توانند برای اطلاع بیشتر با شماره تلفن فوق که برای فصلنامه نوشته شده تماس بگیرند

 

 

 

 

 

 

واما یه شعر از سالهای دور (8 سال پیش ) با نگاهی  گذرا  به  فیلم  مالنا

 

 

 

 

 

هر شب دوچرخه توی خوابش چرخ می زد

 

 یک زن همیشه در رکابش چرخ می زد  

 

رفتن شبیه لحظه ای در خواب می رفت  

 

با دست رفته در طنابش چرخ می زد 

 

هر شب تمام بچه هایش خیس بودند  

 

او رفته رفته در خرابش چرخ می زد  

 

سربازهای مرده نبضش را بریدند  

 

یک مرگ مرده در خشابش چرخ می زد  

 

با بمب های خوشه ای از خواب می رفت  

 

در کوچه های انقلابش چرخ می زد 

 

هر شب به مرز هرزگی نزدیک می رفت  

 

با چشم بسته در کتابش چرخ می زد  

 

معشوقه اش را روی دریا پخش می شد

 

 اما کنار تخت خوابش چرخ می زد 

 

در خوابهای هر شبش زن لخت می شد  

 

از پشت شیشه مثل مانکن لخت می شد 

 

شب قیژ قیژ تخته ها از خواب می رفت 

 

 با قرصهای خسته از اعصاب می رفت 

 

فردا خیال هر دو از هم تخت می شد 

 

 با بچه ای که در خدا خوشبخت می شد 

 

با بچه ای که توی رفتن وول می خورد  

 

زن را به شکل زنده از سلول می خورد

 

 درد از تمام انتظارش پرسه می زد 

 

قید از تمام هفته ها از هر سه می زد  

 

اعصابهای دست او پا می گرفتند

 

 خونهای مرده از تنش سر می گرفتند 

 

 در حس اوتصویر زایشگاه و خون بود  

 

یک سقط تازه توی سطلی از جنون بود 

 

از رنگ های رفته اش پائیز می شد  

 

حتی خدای سنگ وچوبش میز می شد 

 

 خون تکه تکه روی میز از هوش می رفت  

 

از گوشه های رفتنش آغوش می رفت 

 

 زن رفته رفته در خرابش پخش می شد 

 

 در کوچه های انقلابش پخش می شد 

 

تا اینکه خواب از چشم شب این بار رد شد 

 

خورشید از چشمان این دیوار رد شد 

 

مرد از تمام دکمه هایش درد پاشید  

 

در تخت غمگینش نگاهی کرد پاشید  

 

پا شد تمام کوچه را در ساک کرد و 

 

از پشت شیشه رفتنش را پاک کرد و 

 

در هرزگی انقلابش باز چرخید 

 

                     در دور تختش مثل یک سرباز چرخید

 

 خون از تمام شیشه ها در مرگ افتاد  

 

شلیک شد...

 

 از شاخه ها یک برگ افتاد

  

حالا تمام کوچه ها تاریخ دارند  

 

آنها چکش دارند-آنها میخ دارند

  

اما دوچرخه در رکابش چرخ دارد

 

 

وبلاگهای زیر به روزند :

 

1-کاظم حکمت عزیز با خبر کولاژ و شعر

 

2-زهرا هاشمی 


3-آیدا کشاورز 


4-زهرا ابراهیمی  

 

 

 

این وبلاگ عشق کامنت نیست .عشقش ادبیات است .کامنت گذاری کنید فقط خودم میخونم 

 

 

+   رامین خسروی ; ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir
mowj.irmowj.ir