غرق در اندیشه ات سوار اتوبوس شدم

چند سکه ای به راننده دادم بابت کرایه ی دو نفر

پیش از آن که دریابم تنهایم

(ریچارد براتیگان)

 

 

 

 

سخته بخوای به گذشته فکر کنی و کسایی که روزها و شبها باهات نشستن و ادبیات دوره کردن.حرف  می زدی تا لیوانها از آب بیفته و آب به آسیاب بریزه .سخته تک وتنها بمونی با آرزوهایی که توی ادبیات داری .درد بیفته به جون ریشه ها که خشک نمی شن.درد بریزه توی دنبال شهرت بودنا که تمومی نداره.اولین روزی که به کولاژ فکر کردم دنبال هم اندیشی بودم هرگز به راس مثلث بودنم فکر نکردم اگر نه حالا صدای پاچه خواریهام از بلندگوی مسجدها بلندتر می اومد.اما خوشحالم که همشون هستن و گوشه های خودشون و گرفتن دارن کار خودشون میکنن.با تمام وجودم احترام میذارم به عقایدشون و ایده هاشون(همیشه دوسشون دارم )حتی برای دشمنای خودمم دلم تنگ میشه چه برسه به داداشای کوچیکم.توی این مدتی که نبودنهام به بودنهام رسید چند نفری بودن که نذاشتن کارگاه و انجمن شعر کولاژ از دور بیفته و مدام کنارم بودن به عشق شعر و ادبیات. از همینجا تمام پیشرفتشون و تبریک میگم که به همت خودشون بود و خوشحالم که دارم پیشرفتشون و می بینم و صاحبان ادبیات آینده ی فارس و ایرانن.من با تمام مشغله هام سعی کردم براشون مفید باشم و موثر .شاید بعضی وقتها روش مدیریتی من سخت گیرانه بود اما سعی کردم مدیرتم مدرن باشه و با تمام وجودم مثل دوست کنارشون باشم .خوشحالم که حرمت نشکستن .همه چیز برای زنده نگه داشتن ادبیات بود نه زنده نگه داشتن مرده هامون  .دست تک تکشون و از همینجا می بوسم .سخته دیگه نوشتن  , رگ گریه هام دارن میریزن .....

 

 

 

 

 

از آجیل سفره ی عید ,چند پسته ی لال مانده است

آنها که لب گشودند خورده شدند

آنها که که لال ماندندمی شکنند

دندانساز راست می گفت :

پسته ی لال سکوتش دندان شکن است


 

 

 

 

 

 

 

فراخوان فصلنامهادبیکولاژ:

 

 

 

پس از گذشت حدودا 3 سال از شماره ی اول فصلنامه ادبی کولاژ بر آنیم با جمع آوری مطالب واشعار به روز دوستان گوشه ای از ادبیات مدرن را گریه کنیم .

دوستان می توانند آثار شعری-داستان مینی مال و مقاله ی ادبی خود را به آدرس زیر ایمیل کنند:

 

 

koolazh@yahoo.com

 

 

مهلت ارسال آثار :

25/10/1390

 

در تعداد آثار ارسالی محدودیتی وجود ندارد

 

در قالب اثار محدودیتی وجود ندارد(همه ی قالبها )

 

شماره تماس ضروری :  09381091320

 

پذیرای نظرات و سوالات شما از طریقsms و تماس در خصوص فصلنامه می باشیم 

 

 

 

 

تعدادی از دوستان خوبم در کارگاه شعر کولاژ با شعر به روزند :

 

 

 

 

حمید رضاظرافت عزیز که توی کارگاه و بیرون  سایه  به سایم اومدو رها نکرد من و. در این مدت دو سال مودبانه و بی ریا بود.یاد خودم میندازه من و.پیشرفتش و تبریک میگم بهش .

 

 

ایمان ماهر عزیز که بالاخره داره به آرزوی شاعرانش میرسه و واقعا وقت گذاشت توی این 6 ماه کارگاه و الان دیگه می شه گفت تبریک میگم ایمان.قول داده بودم شاعر بشه و شد.تمام سخت گیریهام به خاطر خودش بود از همینجا بازم می بوسمش که ناامیدم نکرد به قول خودش کاکامی

 

 

نادیا سجادی پور عزیز که ذاتا شاعره  اون 2 سالی که کارگاه پراکنده تشکیل شد اومد و همت کرد اما همیشه در یک مقطع رها میکرد و باید از نو شروع میکرد.اما پیشرفتش چشمگیر بود .بهش تبریک میگم به خاطر کوششهاش .گاها مجبور میشدم تند  برخورد کنم به خاطر خودش.

 

 

مریم هاشم پور عزیز که از کوچکی باهاش آشنا بودم .شاعره خوبی که همیشه دنبال یاد گرفتنه .این تازگیها انسجام شعریش و قوتش بسیار بالا رفته  با همت خودش .او خواهر کوچیکمه .بهش تبریک میگم به خاطر پیشرفتش .(فارغ از در نظر گرفتن سن و سالش که همه تاکید میکنن من اون و شاعری موفق میدونم )  .

 

 فرزانه عبدالله پور عزیز که انتظارم از اون خیلی زیاد بود خوب راه اومد اما میونه های راه به دلیل مشکلاتش نتونست خوب ادامه بده اما مطمئنم یکماهه برمیگرده به بهترن حالت بعد از امتحاناتش من قول دادم بهش برش گردونم و برمی گردونم همین قدر هم که اومد کولاک کرد تبریک میگم بهش اون لیاقتش و داره

 

 

 

 

 

غم قفس به کنار

آنچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی سر و پاست

 

 

 

 

تعداد دیگه ای از دوستای خوبم هم با شعر به روزن یا به روز کردن:

 

 

 

 

 

 

 

امیدرضا قاسمی عزیز که کارگاه رو به دلیل امتحان کارشناسی ارشدش تعطیل کرد تا بعد بیاد.براش ارزوی موفقیت دارم

زری قهار ترس (مادر مریم هاشم پور)که واقعا متحول شده 

امید میرزایی عزیز که با این شعر جدیدش واقعا پیشرفتش فوق العاده بود و من و به وجد اورد

محمودرضا برامکه ی عزیز که مثل همیشه شعراش پر محتوا و خوندنیه  

 دوست عزیزمسیدمهدی موسوی اقدام به جمع آوری اشعار پست مدرن کردن دوستانی که مایل هستن می تونن چگونگی فرستادن کارها رو از وبلاگ مهدی عزیز بخونن

 

 

 

 

 

تصمیم گرفتم یکی از شعرهای  قدیمی خودم و که در سال 79 نوشتم و بذارم شاید دوستان قدیمی ترها رو نشنیده باشن تا در به روز رسانی مجدد شعر بلندی از خودم و بذارم :

 

 

 

 

تمام این رَحِم پُر از قرارهای مرد با

 

کسی که هی تراش میکند مداد زرد با

 

تمام من که هی تمام می شود به نا تمام و ایدز-

 

- نشت می شود کنار تخته نرد با

 

شیوع یک خدای صورتی که زنگ می زند برای صورتم –

 

- و من دوباره سرد سرد با

 

خودم سقوط می شوم کنار زن ,زنی که هی

 

پُر از من است و من پُر از منم-

 

زنم که هیچ -

 

سقوط دوم از خودم بپیچ-

 

پیچ پشت پیچ و مهره ها تمام می شود-

 

- وبعد درد با فشار می زند به سنگ :بنگ ,بنگ , بنگ

 

و من هنوز مبتلا به یک تنم که کرد با فروید هم اتاقی ام

 

 

 

 

/ 158 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا طبیب زاده

سلام به روزم با: - به چشمهایت نگاه کن! - دو خبر ادبی - شاید شعر (فکر کن زلزله افتاده به کوهی که تویی / سیل و طوفان شده در کشتی نوحی که تویی) منتظرم... پیروز باشید.

زهره پروین

سلام بعد از مدت ها به روزم منتظرتان خواهم بود با احترام

نیلوفر مسیح

سلام ممنون از حضور گرمتون .. قلمتان سرشار از زیبایی. یا حق

ایگونا

باید میدانستی همیشه بغض هایی که در پیچ سوم گلو گیر میکنند و تمام درد های وحشی را خفه میشوند آبشار مو هایت را در امتداد شانه هایت خواهند لرزاند تا خیس شود تمام صورتت هی صورتت را پاک کن زمستان به ناموس برگهای پاییزی تجاوز کرده تمام بابا نوئل ها را از درختان کاج به دار آویخته اند تا سزخ شود کریسمس های نقره ای پس بخند به خنده های کودکی که تمام کریسمس های مرده را خندید با طعم انگشتان یخ زده و سالاد درد کفش های سیندرلا و به امید

فاطمه روحی

سه شعر و ترجمه از فاطمه روحی- Poem & translation by: Fatemeh Roohi منتظر نقد و نظر شما گرامی

هانی فخرایی

بیا این خط خطی را تمام کنیم و در سطر بعد مرا ببوس-پیش از آنکه پیگردها قانونی شوند!- * * * دورود آقای خسروی.با چند کار کوتاه چشم به راه نقد و نظر دوباره تون هستم! با احترام هانی فخرایی

هانیه مزاری

از کی بود نیومده بودم اینجا... مثل همیشه خوب مینویسید... نشریه تون هم... به سلامتی. انشاالله بخونیمش! ما که جون کندیم زیر بار یه نشریه... موفق باشید

غروب

سلام به روزم ومنتظرتان و... وبدرود