به یاد عباس حسنی عزیز(تمام پیکهای مانده را به خاطرت به هم زدیم) 

 

 

...بحران رفتن از کنارش زجر دارد

   باید بسوزم این جهنم  اَََََََََجر  دارد

  باید کمی در حس لیوان سَم بریزم

 باید خدا را در خودم کم کم بریزم...

 

 

/ 27 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم حقيقت

سلام/ودرد های من همه از عشق است از عشق عشق عشق فریادم می کنی؟/یا علی

مريم حقيقت

سلام/ودرد های من همه از عشق است از عشق عشق عشق فریادم می کنی؟/یا علی

توالت عمومی

ما قصد داریم تا توشه ای هر چند ناچیز خود را که سال ها در راه طلب حقیقت محض اندوخته ایم با شما در میان بگذاریم . راهش را نیز ضجه زدن و گرفتن یک گارد جدی در مواجه با این مشکل بزرگ نمی دانیم .بلکه قصد آن را داریم تا با دیدی طنز و در فضایی کمدی مشکلات را مطرح کنیم . فضایی که ذهن بیمار ایرانی به علت مشقت های فروانی که دیده است این روزها از آن تغذیه می کند و به آن راغب تر تا برخوردی آقا منشانه تر و مودبانه تر ... الا ایو الحال به گفتن همین ها بسنده می کنیم تا پست بعدی در پست های این وبلاگ هر دفعه یک شخص را مورد انتقاد قرار می دهیم و به برسی او و کارهایش می پردازیم . یا از کار ما خوشحال خواهید شد یا نگران و ناراحت . این همان چیزی است که دوست داریم . زیرا که از متوسط بودن بیزاریم .

محسن رضوي

درود ! ممنون از اين كه به رهياد مي آييد . با خبر يك افتتاحيه و مطلبي در باره ياد روز حافظ در آرامگاه وي و يك شعر به روزم .

م.سهراب

سلام. ميخواهم از تنهاييم با من بگويم مردانگی را با زبان زن بگويم بايد کمی در حس ليوان سم بريزی شايد خدا را در خودت کم کم بريزی

رامین خسروی

سلام اسم من هم رامین خسروی هست خیلی خستم r_khosravi_777.دوست داشتی بیام بزار من اصفهانم وبلاگت خیلی با حال بود

رامین خسروی

یک روز رسد غمی به اندازه کوه یک روز نشاط اندازه دشت افسانه زندگی چنین است عزیز در سایه کوه باید از دشت گذشت