و خداوند درد را آفرید آنگاه عشق پیدا شد و

 آتش به همه عالم رد . باشد که باشید و

 بمانید تا بماندو باشد هر چند ماندن چیزی

 جز شدن نیست برای آنان که شدن را

 ماندیده اند. به امید رفتن از ماندن برای

 ماندنها

/ 55 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسیحا ابوعلی

مرثیه ای برای تمام رویاهام رگ پریدگی به روز شد : 1 . شعری برای نازلی که زمستان هایم را برایش گریه کردم 2 . حرف هایی برای سالی که انگار هنوز شروع نشده 3 . خبر چاپ شدن اولین کتاب مسیحا ابوعلی و میلاد نوذری 4 . بدون شرح از وزارت ارشاد دولت دهم 5 . خوانشی فلسفی از پرسونا اثر اینگمار برگمان 6 . بررسی تطبیقی استاکر تارکوفسکی و آیه های زمینی فروغ 7 . همیشه آخر خط به شعر ختم می شود خسته ام مثل التماس دعا دست هایم به آسمان گیر است می روم دور سایه ام اما مانده در کوی راه بندانت بوق سگ می رسد ته شب هام آخر خط لات بازی هام هاری انتظار معجزه از هرزه گی های چشم شیطانت من فقط فکر می کنم روزی که به دندان گرفتی ام شب بود و ندیدی چقدر بی برگشت شده بود این غریبه مهمانت

مهدی کوه پیما

سلام وبلاگم پس از ماه ها سکوت به روز شد با احترام به دکتر سید مهدی موسوی و بچه های کارگاهش منتظر حضور و نقدتان هستم

آل مجتبی

حـــافــــــظ خــوانـی 29 / 2 / 89 غزل (345) بی تـو ای سـرو روان بـا گل و گلـشن چه کـنـم ؟ زلف سنبل چه کشم ؟ عارض سوسن چه کنـم ؟ آه ... کـز طـعـنـــــــه‌ی بـدخـواه نــدیـــــدم رویــت نیـست چـون آیـنــــه‌ام ، روی ز آهــن چه کـنـم ؟ بــرو ای نـاصــح و بـر دُردکــشـان خـُـرده مــگـیــر کار فـرمــای فـلــک می‌کنـد این ، من چه کـنـم ؟ برق غـیــرت چو چنـیـن می‌جـهـد از مکمـن غیب تـو بـفـرما : کـه مـن سوختـه خـرمـن چه کـنـم ؟ غـزل (346) مـن نه آن رنـدم که تـرک شـاهـد و ساغـر کنـم مـُحتـسب دانـد کـه مـن ایـن کــارها کمتـر کنـم مـن کـه عیـب تـوبـه کـاران کـرده بـاشـم بـارهـا تـوبـه از می ، وقت گل ، دیـوانـه بـاشم گر کنم عشق دُردانـه ست و مـن غوّاص و دریا میـکـده سـر فـرو بــُردم در آنـجـا تـا کـجــا سـر بـر کـنـم لاله ساغر گیر و نرگس مست و بر ما نام فسق داوری دارم بـسـی یـا رب کـه را داور کـنـــــم ؟! ســـــــــــــــلام ! باشرح این دو غزل به روز شدیم ! چشم به راه حضورتان ! ســبـــز بـمــانــیـــد !

قاشقایی اوغولو

سلام عرض اِدیرَم خدمتینزه.گِزَل وبلاگ وارینگیز.من سیزه وبلاگیم ایچینده لینک اِدیره م.سیزده منه بو آدینان بی زحمت لینک اِدینگیز: سامان یولو

مرضیه احمدی

سلام به دوست تقریبا قدیمی گاهی اگه به وبلاگ من هم سر بزنید و شعرام رو نقد کنید خوشحال میشم [گل]

الهام ميزبان

در این شب ابدی الهام میزبان به روز است با: قطار برگشت تشکر ویژه از تمام کثافت های جهان نفس عمیق برای شروع راند بعد قشنگترین عکسی که با بچه ام گرفته ام و شعری که میخواهد بگوید: با عشق به ادبیات ادامه می دهم ادامه می دهم ادامه می دهم