این وبلاگ در تاریخ 23/5/90 به روز شد 

 

 

یاد دوست و برادر عزیزم مرحوم عباس حسنی که 25 مرداد سالگرداوست

 

 

از تمامی دوستانی که در این مدت لطف داشته اند تشکر میکنم

 

 

 

 

 

 

شیرینی لبهای تو منظور عسل

مستیده مرا شیره ی انگور عسل

از بس که به دور لب تو چرخیدیم

امسال شدیم حاج زنبور عسل

 

 

 

 

دوست داشتم با یک شعر بلند به روز کنم اما ترجیح دادم فعلا با رباعیاتی که در این مدت در من اتفاق افتاده به روز کنم .امیدوارم بتونم کمی لذت به مخاطبم منتقل کنم.

 

 

 

 

 

 بعد از تو تمام شیشه ها پایین است

این عشق همیشه توی نفتالین است

برگرد به این لبان اقلاطونی

این ویس فقط منتظر رامین است

 

 

 

 

 

دلبری با روسری هم قافیس مثل پیروزی با تو :

 

 

رفتن از تو اتفاق افتاده بود .شهر در رگهای خیابان تزریق بود .من دکمه های پیراهنم را در تو باز کرده بودم تا جدول را در تو حل کنم.با خشت دل را می بریدی از دکمه هایی که یکی یکی افتادند در چاههای فاضلاب شیرازت.قدم آهسته بردار لیلی دوست دارم خیلی .شب از چشمهای تو شروع می شود روز از نو.حکایت از من سر بریده است تو از من دل.دل دل میکنم دوره گردی باشم که توی بلند گو جار می زند به شرط چاقو! اما من به شرط تو تمام کوچه را جار می زنم: ای دل تو خریداری نداری ....

 

 

 

 

 

 تا آب مرا به روی زانو بردند

با تیر سر از سینه ی آهو بردند

یک چشم برای دیدنت کافی بود

چشمان مرا به شرط چاقو بردند

 

 

 

 

 

انجمن شعر کافه کتاب شیوه :

 

 

دوشنبه ها از ساعت 5  الی 7 عصر پذیرای شما دوستان شعر دوست می باشد که دوستان لطف کردند مسئولیت انجمن را به من واگذار کردند .سعی شده فضای شعری به روزی ایجاد شود تا دوستان از همه قشر بتوانند در فضای شعر امروز حرکت کنند .در انجمن هم نقد شعر به صورت مکتوب انجام می شود هم شعر خوانی تمام دوستان.

آدرس:شیراز روبروی درب اصلی پارک آزادی –داخل کوچه سمت راست-درب دوم-طبقه ی زیر زمین جنب نگار خانه ی شیوه

 

 

 

 

 در قاب شبی جنازه پیدا کردیم

انگار شهید تازه پیدا کردیم

تابوت به دست از سر میدان رفتیم

او را وسط مغازه پیدا کردیم

 

 

 

 

 

جدایی رامین از کارگاه:

 

کارگاه شعر کولاژ:

 

 

بعد از دو سال تعطیل کردن کارگاه شعر کولاژ به همت دوستان خوبم در صدد راه اندازی هستم تا دوستان در فضایی مساعد و به روز استعمال شعر کنند.

موارد زیر از جمله مواردیست که در این کارگاه رعایت و اقدام می شود:

الف)-تمامی افراد کارگاه ملزم به مشق کارگاهی می باشند .

ب)-هر جلسه یک شعر با موضوع خاص و کلمات خاص تمرین می شود

پ)-اشعار گفته شده برای جلسات بعد مورد نقد و آنالیز قرار می گیرد.

ت)-تئوری ادبیات علاوه بر اینکه در تمام جلسات به صورت کلی بیان میشود در جلسات پایانی به صورت خاص به آن پرداخته می شود

ث)-هر جلسه در مورد یک فیلم و یک کتاب روز(ایرانی و خارجی ) از دیدگاههای متفاوت برای بالا رفتن سطح اطلاعات افراد بحث می شود .

ج)-سعی بر آن شده و می شود که در جلساتی که پیشرفت حاصل شد از ظرفیتهای منتقدین و شعرای برجسته شیراز جهت اظهار نظر استفاده گردد.

چ)-مبلغ 20000هزار تومان صرفا جهت مخارج خود افراد کارگاه( با خرید کتاب شعر/ داستان /فیلم و کپی مقاله های برتر کشور با توجه به موضوعات کارگاه ) برای دوستان  دریافت می گردد.اگر نه ما در ادبیات دنبال پول و سکه نیستیم.فکر نکنم که مبلغ زیادی باشه برای اونایی که عاشق ادبیات هستند بهتر از دو بار کافی شاپ رفتنه.در ضمن مکان کارگاه به ثبت نام کنندگان پس از ثبت نام اعلام می گردد.

چ)-شروع کارگاه 1/6/1390 می باش که از تاریخ درج این مطلب تا 31/5/90 مهلت ثبت نام می باشد.در صورت در دسترس نبودن شماره ی موبایل لطفا کامنت خصوصی بگذارید.

 

تلفن تماس :09381091320 رامین خسروی

 

 

 

 

ما داغ کشیده ایم و داغی دادیم

یک عمر خبر به هر کلاغی دادیم

گفتیم که راه رفته را برگردید

در دست چراغشان چراغی دادیم

 

 

 

 

 

 

تو از اول شهید بوده ای پسر:

 

به یاد بندر عباس حسنی عزیز و که باز هم 25 مرداد سالگرد برادر و دوست خوبم نزدیک است .ما سه تن بودیم حالا دو تن هستیم تن به تن شده ایم .وطن مال ماست زیر آسمان همین شهر .داریم می جنگیم.به سلامتی او وتمام برادران دنیا یک شعر از خودش تا بدانیم هست و بوده خواهد شد:

 

 

 

پرتغالها را تو خوردی من فقط نصف کردم .نصف مال تو نصف هم مال تو حالا بی حسابیم فقط کتابها را برایم پست کن.

 

 

 

 

 

 

 از خون شما به صورتش پاشیدیم

در دور سرش فرشته نقاشیدیم

یک شب همه ی فرشته ها جمع شدند

در هاله ی اطراف سرش شاشیدیم

 

 

 

 

 

 

صید مترو در شیراز :

 

 

وقتی مثل یه مار می پیچی به خودت بدون که مترو درست نمیشه.چون مار باید توی مترو بپیچه.خیلی از مارمولکها توی مترو به دنیا اومدن .با خیلی هاشون سرو کار داشتم .متروی شیراز فکر نکنم راه بیفته که خیلی ها با گل سرخ برن سرو نازشون و ببینن بپیچن توی رگهای شهر خونریزی کنن.کاش مترو بود همه جا گلستان می شد می رفتیم صدرا رو بیدار میکردیم...

 

 

 

 

 

 

 شلیک گلوله از پیانیست نبود

این عشق دچار حزب فاشیست نبود

تدریس خصوصی لبش آسان بود

اما همه ی نمره ی او بیست نبود

 

 

 

 

 

اینجا بدون من :

 

فیلمی که دوستش داشتم به خاطر ظریفکاریهای ساختار فیلم و بازی خوب شخصیتهای داخل فیلم.البته چیدمانش به گونه ای بود که از ابتدا تصاویری ارائه می شد که از آن تصاویر به خوبی کار کشیده می شد.مثل کاناپه.ارزش دیدن داره پیشنهاد میکنم ببینیدش.

 

 

 

 

 

در عشق به سمت کافری می رفتیم

از دست تو تا کلانتری می رفتیم

از چشم تو انگار خماری می رفت

هر بار که تا کوزه گری می رفتیم

 

 

 

 

 

 

بارسلونای کلمات رئال:

 

 تامّلی بر مجموعه ی شعر امین احراری   " بارانی ام را برای تو پوشیده ام "

انتشارات : سخن گستر

سال انتشار : 1390

 

 

رامین خسروی

 

 

 

مجموعه ی شعر "  بارانی ام را برای تو پوشیده ام  " یکی از مجموعه های ساختمند از لحاظ زبانی و معنایی در شعر امروز است که در 3  بخش - 3دفتر- به چاپ رسیده است . نوشتن در باب نقاط برجسته ی این مجموعه با ظرفیتهای قابل قبول در شعر بسیار زیاد است که می توان دفتر به دفتر آن را بررسی کرد . اما حقیر با توجه به شناخت فضای بوجود آمده در نگاهی کلی به خود مجموعه و در حد توان وظیفه دانستم به عنوان یک شاعر برداشت های درونی و بیرونی  خود را از سطرهایی که رگم را رگ به رگ کرده  بر کاغذ بیاورم تا ادای دینی کرده باشم به خودم و شما مخاطب محترمی که از  رگهایم خونریزی شده اید .

 

شاعر در این مجموعه به هیچ عنوان برجستگی های شعر خود را بر اساس گنده گویی در زبان و معنا به مرحله ی ظهور نمی رساند و تظاهر به شاعریت در شعر ندارد بلکه همانگونه که از اسم دفتر اول بر می آید (آدم همین گونه که هست/هست ) ، خود شاعر به این سطر در کل مجموعه پایبند است و زیر ساختهای فکر ی خود را بر آن بنا نهاده است. اغراق و خونمایی های شعری به هیچ عنوان در سطرهای او به چشم نمی خورد. ایجاز را به گونه ای هنرمندانه رعایت می کند وخالق سطرهایی است که هر چه بیشتر شاعرانه تر است و فرم را تابع محتوا می کند نه محتوا را تابع فرم  و همین عامل اصلی او را مدیر عامل موفق  دراین مجموعه شعر کرده است .روزمرگی را همانگونه که هست با زبان شاعرانه در مخاطب خود نهادینه

می کند.

 

مثلا:

 

 

 

**    هیچ مرضی در من شیرین تر از قند نیست

 

 

**   به اندازه ی تخت روی خودم می خوابم

 

 

**  هر صبح  با صدای مدونا ازخواب بیدار می شوم

 

 

 

که هر 3 سطر حاوی کلماتیست که روزمرگی خود را با آنها سر می کنیم. و به خوبی از آنها به صورت خاص شعری ، کارکرد کشیده شده است .مثلا  با جدا کردن مرض قند از هم و ریختن آن در یک سطر اتفاقی شعری را در مخاطب منجر می شود . یا تخت خوابیدن را به همین نحو در جریان سیال ذهن تبدیل به یک معنای هنرمندانه کرده است تا مخاطبان او دچار لذت مضاعف و همزاد پنداری تصویری شوند که  به اندازه ی تخت روی خودشان بخوابند –اصلا تخت بخوابند و آرام بگیرند .

حتی مدرن بودن خود را با یک موسیقی با صدای مدونا به رخ می کشد تا نشان بدهد « همانگونه که هست /هست ،همانطوری که می نشیند نشسته است ، می ایستد ایستاده است » و دلیلی نمی بیند که خودش نباشد .

 

نامگذاری اشعار به گونه ای است که کلید نیست اما کلید است نه به آن معنا که معنا را در آن بلکه معناها را در آن معنا می کند.این کلمات به نحو مطلوبی در هر شعر جریان دارند و از آنها کارکرد کشیده شده است . این خصوصیت منحصر به فردی است که جریان سیال ذهن را هر چه بیشتر نمودار کرده است و هیچگاه درسطرها با  ساختن مواجه نیستیم بلکه خود شعر ساختمندی را از درون به سطح ارجاع داده است و به همین دلیل  نهاد شعر مصنوعیت ندارد .

 

مثلا در شعر " کشیک  " حداکثر کارکرد را در چارت های مختلف شعر تسلیم مخاطب می کند :

 

 

 

هر شب تمام شهر را کشیک می دهم

.....

کشیک ها می گویند

سهم ما از زنهای روسپی خیره ماندن است

....

کشیک ها می گویند

سهم ما از زنهای روسپی معطّل ماندن است

هر شب تمام تو را کشیک می دهم

 

 

 

متوجه می شویم که استفاده از این واژه ها و گاه ساختار دایره ای شکل در شعرها مخاطب را به تلذذ شعری می رساند . این تکرارها در شعر شاعر عصا نیستند بلکه استخوان شعر او هستند .تکرارهایی که باز هم خصوصیت انکار ناپذیری در شعر او ایجاد کرده اند.

 

تکرار سطرها یا کلمات در این مجموعه بسیار به چشم می خورد که از آن جمله می توان اشاره کرده به :

 

 

واکسی ها چشمان تو را سیاه کرده اند

آنقدر که دیگر چیزی از شب باقی نمانده

...

واکسی ها حق دارند مرا سیاه کنند

آنقدر که دیگر چیزی از تو باقی نماند

 

 

 

اما این کارها  منجر به یک اتفاق شعری و عضو لاینفک سطرهای مجموعه است که برداشتن آنها شعر را دچار تزلزل و تخریب می کند

 

یا:

 

 

به رسم کاپیتانها

کاپیتان بلک

 

 

###

 

 

یا:

 

 

 روزی کنار ِ شبی

روزی کنارِ کنار ِشبی

روزی در شبی

......

شبی کنارِ تو

شبی کنارِ کنارِ تو

شبی در تو

 

 

 

با اضافه کردن یا کم کردن یک کلمه به کلمه ی دیگر به صورتی کاملا ساده خلق معنا می کند. این برجستگی ها مر بوط به شعر او –زمان او و زبان اوست  که از این دست اتفاقات و استفاده از نامگذاریها در جریان شعر و تکرار مفید در کل مجموعه زیاد به چشم می خورد .

 

مثلا:

 

 

ما مشت  می خوریم

و خداوند با مشتی کلمه

دردهایمان را التیام می بخشد

 

 

###

 

 

یا:

 

 

که تو لبهایت حرف ندارد

که تو لبهایت حرف می زند

که من زنگ تفریح لبانت را دوست دارم .

 

 

و .....

 

که البته به خوبی می توان درک کرد که چقدر با عوض کردن یک فعل یا یک کلمه بعد از یک کلمه می توان برجستگی را در شعر ایجاد و ذهن مخاطب را درگیر سیال بودن کلمات کرد تا شعر در او جریان یابد.

 

هنجار گریزی از مقوله هاییست که در انواع مختلف خود از واژه سازی-نحوی-شنیداری-دیداری –معنایی و...فرآیند شعر را کارآمدتر میکند .این مجموعه هم خالی از این هنجارگریزیها  در آیتم های خودش نیست .

/ 158 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زاویه

سلام دوست گرامی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت خواهر گرامیم دعوت هستید به مراسم داستان خوانی و فاتحه . با احترام سید رضا قطب

آدرس جدید وبلاگ خانه ی شاعران جوان

با سلام. پس از به سرقت رفتن دامنه و محتوای وبلاگ قبلی خانه ی شاعران جوان، وبلاگ جدید ما در نشانی www.khane-shaeran.blogfa.com راه اندازی شده است. لطفا کلیه ی لینک های خود به این وبلاگ را به نشانی جدید تغییر داده و به این نشانی با ما در تماس باشید. با تشکر مدیریت وبلاگ خانه ی شاعران جوان مشهد Khaneh.shaeran@gmail.com

رامین جان به شما افتخار می کنم . شیرینی یک زندگی خودخواسته را برایت ارزو می کنم . سعی می کنم برنامه شیراز و بیام دوستدارت رهام بهرامی

رضا طبیب زاده

سلام به روزم با: - این روزها هوا بدجوری شب است - چراغ قرمزها - شاید شعر... منتظرم... پیروز باشید.

یاسین بهمنی

سلام دوست من به روزم وچشم به راه نگاه ونظر تون زیاد منتظرم نذار[گل]

دبیرخانه کنگره سراسری شعر عاشورایی

سلام حوزه هنری استان اردبیل برگزار میکند کنگره سراسری شعر عاشورایی امسال در اردبیل با موضوع حضرت زینب برگزار میشود از شما فرهیخته ارجمند خواهشمند است با ارسال اثر و اطلاع رسانی به دوستان یاریگرماباشید مهلت ارسال اثار 30 مهر تاریخ برگزاری اختتامیه 30 ابان ماه 1390 http://www.artardabil.ir/برای ارسال آثار به چهارمین کنگره شعر عاشورایی می توانید از طریق ایمیل Shere_ashorayi@artardabil.ir اقدام نمایید. مقررات شرکت در این کنگره: هر شاعر میتواند در هر قالب 2 اثر را ارائه نماید و ارسال آثار به صورت تایپ شده بر روی کاغذ A4 و فونت 12 لوتوس.

وبلاگ محمودرضا برامکه

کابوس محمودرضا برامکه به روز کشید با یک مثنوی: پُرم از چشم های منتظر، از شرم پیشانی پُرم چون قلب کفشی پاره در یک روز بارانی پُرم از حسرت بشقاب در یک سفره ی خالی پُر از دلشوره ی زن از نگاه مردِ بقالی پُرم از موج های انفجار نسل آزادی به زندان رفتن لبخند، باتوم خوردن شادی نظارت کردن شلاق های پیر بر صحنه حضور شیشه های خالی نوشابه در صحنه منتظریم

کاکتوس پیر

اگر... آی کیوسان را دیدید، از قول من سلامش را برسانید و بگوئید هرگاه فرصت کرد، حتماً به من سری بزند! من ایرانم و حالم خیلی بد است!!!

نرگس

سلام آدرس كارگاه رو ميخواستم متاسفانه شمارتون در شبكه موجود نيست