فصلنامه ادبی کولاژ منتشر شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با آثاری از : شاپور جورکش - علی عبدالرضایی – ایرج زبردست - فاطمه قائدی –هادی محیط – محمد قائدی – مهران عرب – کامبیز نجفی – محمدحسینی مقدم – امین احراری – زهرا حقیقت – وحید نجفی – احمد ارجمندی – فیض شریفی – رامین خسروی – مریم هاشم پور – حمید رضا ظرافت – ایمان ماهر – مجتبی حیدری – نادیا سجادی پور – امیدرضا قاسمی – زهرا هاشمی – هانی فخرایی – مرتضی سبحانی – آیدا کشاورز – رجب بذر افشان – سید مهدی موسوی – مسعود ظرافت – اکبر خسروانی – محمد بابا صفری – خاطره ی همتی – امیر حسنوندی – مریم نواصر – محمد کاظم محمدی – محمد مرادی نصار – مریمحقیقت – فهیمه ی حسینی علی آبادی – لیلا صدیق – علی بهمنی – محسن عاصی – محمد رضا نامدارپور – فاطمه اختصاری – افسانه سعدی خانی – زری قهار ترس – محسن رضوی – راضیه نیسانی – محمود رضا برامکه – محمدجواد صادقی – الهام جاذب -  صالح سجادی – محمد شعبانی – صمد بهرامی کشکولی – بهرام کمالی – مهرداد عشقی – امیر سنجوری –احد رئیسی – سحر گرائی نژاد – یاسین بهمنی – پدرام مجیدی – کاظم حکمت – احسان براهیمی – مهدی مهدوی – عبدالحسین انصاری – پریا تفنگ ساز – نرگس عبدالله پور – شمیم زمانی – سهیل شفیعی – رویا ابراهیم زاده – زهرا رجائی – الهام میزبان..

 

 

خود شما میدونید چقدر سخته مجله بیرون آوردن .از دوستانی که آثارشون داخل فصلنامه نیست عذر خواهی میکنم چون مجوز تعداد صفحاتمون کم دادن و مامجبور شدیم بقیه رو بذاریم برای شماره ی بعد که به زودی برای فصل بهار داره آماده ی چاپ میشه .

 


 

دوستان برای تهیه ی مجله می تونن با این شماره تلفن: 09381091320


یا ایمیل مجله :koolazh@yahoo.com

 

 

یا فیس بوک مجله :www.facebook/koolazh

 

 

 

 

تماس بگیرند اگر دوستان لطف کنند با هم تعداد درخواست بدن مثلا 10 تا به بالا که هزینه ی پستیش کم بشه ممنون میشم  شرمندشون نشیم برای تکی فرستادن .

 

 

 

 

 

انجمن شعر کولاژ ( درکتابخانه ی حافظیه ):

 

 

 

خودتون می دونید انجمن راه انداختن چقدر سخته اونم بدون پشتوانه .سخت تر از اون توی فضای موجود نگه داشتن انجمنه .از بیست مهر همراه با یاد روز حافظ انجمن کولاژ توی حافظیه افتتاح شد که شکرخدا به همت وهمراهی دوستای خوبم که اسماشون ممکنه از قلم بیفته اگر بخوام بنویسم برقراره .همینجاتشکر می کنم از همشون  بخصوص اعضا، کارگاه شعرکولاژ که زحمت زیادی کشیدن برای سر پا نگه داشتن انجمن .

 

مکان و زمان برگزاری انجمن شعر کولاژ : حافظیه – کتابخانه ی حافظیه – 4 شنبه ها از ساعت 4 تا 6.30

 

 

شاپور جورکش و من  ( شیراز-انجمن شعر کولاژ - کتابخانه ی حافظیه )

 

 

دوستان خوب و همراهان همیشگی ام با خبر چاپ کولاژ/ مطالب و شعر به روزند:

 

 

1-حمید رضا ظرافت

2-ایمان ماهر 

3- نادیا سجادی پور 

4- مهران عشقی 

5- مریم هاشم پور 

6-  زهرا هاشمی

7-هانی فخرایی

8- مرتضی سبحانی

 9-امیدرضا قاسمی

10-شهلا خرم پور

 

11-آیدا کشاورز 

 

 

 

و دوستان دیگرم:  مسعود ظرافت  - یاسین بهمنی - حامددهقانیان هم به روزند با مطالب و شعر 

 

 

 

 

 

 

چند تا  رباعی از من در سایت شعرانه با سردبیری قسمت رباعی دوست خوبم محمد قائدی عزیز

 

 

 

 

 

 

 

این هم یک شعر از چندین ماه پیش تقدیم به همکولاژیهام که صبر کردم تا به نتیجه برسند .بعد از این به روز کردن در اولین به روز رسانی هر هفته با یک شعر تازه به روز خواهم کرد:

 

 

 

 

 

تمرین رفتن توی پاهایی که پیچیدست 


این تیغ جراحی کجاهایی که پیچیدست 

 

{}

 

 

باید بگیری استخوانت را در آغوشت 


من گریه کردم توی گوشیهای خاموشت 


پاشیدم از رگ خوردگیهایم به این خونها 


کف کرده اند از خون من محصول صابونها 


هی سرفه کردم مثل خون در حال بیهوشی

 

محکم بغل کردم تو را از توی این گوشی

 

دستم مرا از داغ رفتن توی آتش برد 


یک کاسه خون از توی چشمانم سیاوش ریخت


من مانده بودم با دو چشمم توی بیداریت 


خاکسترم پاشیده شد از زیر سیگاریت 


حالا تنم در استخوانم مردگی دارد

 

شب با تمام وسعتش لب خوردگی دارد 


باید بیاویزی تو از رفتن لباست را 


رو کن برای فال حافظ برگ آست را 


شیراز چشمت مثل نارنجیست پاشیده 


پاهای تو تندیس رفتن را تراشیده


قانون اول حکم اول شخص مفرد بود 


این حادثه در حالرفتن توی آمد بود


تا اینکه آزادی سرم را تن به تن پاشید 


سگ گریه هایم را شبی در منهتن پاشید

 

رگ گریه هایم را بریدم از طنابیدن 


افتادم از آغوش چشمت توی خوابیدن 


در مستی این شیشه ها من را بغل کردم

 

یک گوشه ی خالی تو را در کوچه حل کردم


باران شدیدا از تنت آرام می افتاد


هی گریه میکردم تو را لبهام می افتاد

 

ا

 

ف 


ت


ا


د


م


{  شب  -  خارجی  }


 

مردی مچاله نقشه ی جغرافیا را بغل کرده است 


باران برای باریدن 


گرفته است       گرفته ام  

 

( دارم گریه میکنم )


صدا - دوربین - حرکت


احضار کن ارواح من را از تنی مرده 


خاکستر سیگار لبهایت مرا برده 


در گوشه ای از کنج تاریخش فرو کرده


انگار ماندلا مرا از من شرو  کرده


انگار امشب هرزگی ها از سرم رفته

 

انگار ماندلا لباسم را اتو کرده


هر چند من مانده ام با فکر بیداری


تکثیر آزادی درون چار دیواری

 

اما بغل کن از تنم آغوش اسمت را 


تخریب کن در خواب من تابوت جسمت را 


خاموش کن از راه رفتن این چراغم را


دیگر نمی گیرم از امشب  من   سراغم را

 

 

{  روز  -  خارجی  }


 

نعشی کنار گوشه ای از کنج تاریخت 


یک گربه ی کوچک که آویزان شد از میخت


 


لطفا مرا از روی من بردارید

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

این وبلاگ عشقه کامنت نیست ،عشقش ادبیاته برای همین نظرات و فقط خودم می خونم. اگر کسی کامنت بذاره ممنون میشم .نمایش عمومی ندارم  

/ 0 نظر / 31 بازدید